گوردون به لطف همراهی با ژیواگو هر روز به مکانی جدید میرفت و چیزهای جدید میدید. اگرچه باور داشت که شاهد منفعلِ شهامت دیگران بودن غیراخلاقی است ــ دیگرانی که با نیروی ارادهٔ فوق بشری و خطر کردن و ایثار، بر ترس از مرگ غلبه میکنند ــ و اگرچه میدانست که آه کشیدنِ بیمعنی و همدردیِ منفعلانه و بیثمر با آنها توجیه اخلاقی ندارد، ولی معتقد بود که هر کس بهاقتضای شرایط خودش باید رفتاری شرافتمندانه و طبیعی داشته باشد.