الهه گفت: «قهرمانهای عزیزم.»
پایپر گفت: «هِرا!»
جیسون او را تصحیح کرد: «جونو.»
آنابث غرولند کرد: «حالا هر چی! شما اینجا چه کار میکنید، علیاحضرت گاو؟!»
چشمهای تیرهرنگ الهه درخششی مرگبار به خود گرفت: «آنابث چیس، مثل همیشه مهربان و دوستداشتنی!»
آنابث گفت: «خب، آره. من تازه از تارتاروس برگشتم، برای همین ادب و نزاکتم نم کشیده، مخصوصاً در برابر الههای که حافظهٔ پِرسی رو پاک کرد و باعث شد ماهها گم بشه و بعدش هم...»