هیچ زبانی قادر به بیان و تعریف حال و روز مردی که در خاکی اهریمنی و بیانتها گم شده است، نیست؛ مردی که چنگ میزند، میلولد و هنهن میزند؛ دیوانهوار در دل پیچ و تابهای ظلمانی و فراموششده پیش میخزد و بیآنکه هیچ خبری از گذشت زمان داشته باشد و از ایمنی و جهت و مقصد نهایی یکسره غافل است!