آفریدن انسجام در روایت خیالین آسانتر از آفریدن انسجام در روایت واقعی است.
در روایت واقعی، رخدادها از ما اجازه نمیگیرند و با ما هماهنگ نمیکنند که چه کنند؛ ماییم که باید خط زمانی را میانشان بکشیم و ازشان روایت نهایی را بسازیم. این در حالی است که در روایت خیالی، بسیاری چیزها (مردم میگویند همه چیز) در دست من راوی است و هر وقت هر عامل تازهای هم که به شکل فرد، عنصر یا واقعه وارد روایت کنم، یکسره در خدمت پیشبرد طرحم خواهد بود.