نماز اول وقت را از واجبات خود می دانست.
می گفت اگر بخواهیم کاری بکنیم اما نمازمان اول وقت نباشد، برکت از آن کار می رود و کار هم اصلاً پیش نمی رود.
با این حال همه مدل رفیقی داشت. حتی بی نماز!
عقیده اش این بود که انسان نباید رفقایش را به قشر خاصی محدود کند.
هر کدام هر عیبی داشتند هوایشان را داشت تا کم کم عیب را برطرف کند.
با همه مدارا می کرد، تا جایی که حتی دوستان بی نمازش هم مثل خود مسجدی و اهل نماز اول وقت می شدند.