«سرگذشت یک سار سفید»، داستانی کوتاه از مجموعه آثار زندگی شخصی و گروهی حیوانات است که در آن موسه خود را به صورت یک سار سفید شاعر به تصویر کشیده و بدین گونه به تمسخر دنیای ادبی پرداخته و بسیاری از بزرگان ادبی همعصرش را مسخره کرده است. او هیچگاه تحتتأثیر این طرز تعبیر خاص رمانتیکهای بزرگ قرار نگرفت، چرا که اعتقاد داشت آنچه را که واقعاً فکر و احساس میکند باید بیپرده و بیلفافه بر روی کاغذ آورد، حتی اگر این بیپردهگویی به زیان خودش تمام شود.