جملات زیبا از متن کتاب هشت کتاب | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب هشت کتابsubscriptionAvailable

کتاب هشت کتاب

مجموعه آثار سهراب سپهری

۴.۳(از ۶ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
سهراب سپهری
categoryدسته‌بندی:
شعر نو،شعر معاصر

قیمت:

۱۸۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

اندکی صبر، سحر نزدیک است.
Mina.
۶
چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب، اسب در حسرت خوابیدن گاری‌چی، مرد گاری‌چی در حسرت مرگ.
Mina.
۵
دیگران را هم غم هست به دل، غم من، لیک، غمی غمناک است.
Mina.
۴
لحظه‌ام پر شده از لذت یا به زنگار غمی آلوده است. لیک چون باید این دم گذرد، پس اگر می‌گریم گریه‌ام بی‌ثمر است. واگر می‌خندم خنده‌ام بیهوده است.
Mina.
۴
دیرگاهی است در این تنهایی رنگ خاموشی در طرح لب است. بانگی از دور مرا می‌خواند، لیک پاهایم در قیر شب است.
Mina.
۲
دود می‌خیزد ز خلوتگاه من. کس خبر کی یابد از ویرانه‌ام؟ با درون سوخته دارم سخن. کی به پایان می‌رسد افسانه‌ام؟
Mina.
۲
خانه را نقش فساد است به سقف، سرنگون خواهد شد بر سر ما.
Mina.
۲
نقش زوال را بر هرچه هست، روشن و خوانا کشیده است.
Mina.
۲
کسی نیست، بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم.
Mina.
۱
دنگ...، دنگ... ساعت گیج زمان در شب عمر می‌زند پی در پی زنگ.
Mina.
۰
در نسیم لغزشی رفتم به راه، راه، نقش پای من از یاد برد. سرگذشت من به لب‌ها ره نیافت: ریگ باد آورده‌ای را باد برد.
Mina.
۰
نه تو می‌پایی، و نه من، دیده‌تر بگشا. مرگ آمد، در بگشا.
Mina.
۰
من رفته، او رفته، ما بی ما شده بود. زیبایی تنها شده بود. هر رودی، دریا، هر بودی، بودا شده بود.
Mina.
۰
هستی لب آیینه نشست، خیره به من: غم نامیرا.
Mina.
۰
صدا کن مرا. صدای تو خوب است. صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که درانتهای صمیمیت حزن می‌روید.
Mina.
۰
زنگ نقاشی، نقطهٔ روشنی در تاریکی هفته بود
Aseman
۰
در تاریکی آن‌قدر مانده‌ام که از روشنی حرف بزنم ...
Aseman
۰
نفس آدم‌ها سر به‌سر افسرده است. روزگاری است در این گوشه پژمرده هوا هر نشاطی مرده است.
Aseman
۰
گرچه می‌سوزم از این آتش به جان، لیک بر این سوختن دل بسته‌ام.
Aseman
۰
غیر آوای غرابان، دیگر بسته هر بانگی از این وادی رخت.
Aseman
۰
دیگران را هم غم هست به دل، غم من، لیک، غمی غمناک است.
Aseman
۰
با مشتی کابوس هم سفر شده‌ام.
Aseman
۰
همه ستاره هایم به تاریکی رفته بود.
Aseman
۰
تنها در بی‌چراغی شب‌ها می‌رفتم. دست‌هایم از یاد مشعل‌ها تهی شده بود. همه ستاره هایم به تاریکی رفته بود. مشت من ساقه خشک تپش‌ها را می‌فشرد. لحظه‌ام از طنین ریزش پیوندها پُر بود. تنها می‌رفتم، می‌شنوی؟ تنها.
Aseman
۰