مردم همه میخوان عین خودشون باشی، اگه ازشون کم داشته باشی مسخرهات میکنن و تو سرت میزنن، زیاد هم داشته باشی، باز میزنن تو سرت که بیای پایین و قد خودشون بشی
soheyl
۳
نمیدونی این خان و خانزادهها، این اعیان و اشراف و بزرگان چه غصهای میخورن واسه رعیت؛ انقدر غصه میخورن هی ضعف میکنن و مجبور میشن گوشت و پلو بخورن ضعفشون بیفته، واسه همین یه طرف تهرون یه عده از گشنگی میمیرن، اونطرف یه عده از سیری میترکن.
کتاب خوان خسته
۲
«اگه عاقل بودم، نمیذاشتم برید، اما خوبه که عاقل نیستم. همیشه کار آدم با عقل راه نمیافته.»
soheyl
۱
«بله... واسه همینه که اعیان و اشراف هرچی نون و گوشت و برنجه جمع کردن خونهٔ خودشون. چون میخوان رعیت پرخوری نکنه که بمیره؛ اگه رعیت بمیره کی میخواد براشون نون و گوشت و پلو بیاره.»
soheyl
۱
احترام اهل هنر از هر واجبی واجبتر است.
f.m
۱
«ما لُعبَتکانیم و فلک لُعبَتباز
از روی حقیقتی نه از روی مجاز
یک چند در این بساط بازی کردیم
افتیم به صندوق عدم یکیک باز»
ملیکا
۰
«در بست به سکوت هراسافکن
روحی که میگداخت در درون من
دادم به سوی پنجره من آواز
بر این سرا که یکسره ویران است
f.m
۰
به ما گفته بودند برویم بیرون برای حضرت اشرف و مهمانهایش تقلید دربیاوریم و آنها را بخندانیم؛ به ما که سه نفرمان گم شده بودند و به هر جایمان تلنگر میزدی، اشکمان درمیآمد.
f.m
۰
مبنای بازی مزبوره آن بوده که اعمال ناشایست از هرکس رسد ... تقلید آنها نمایند که قبایح را مجسم و در نظرها مشهود و محسوس کنند تا... منحرفین را منفعل سازند...چنانچه فایده بزرگی از این بازی به ظهور رسید.
کتاب خوان خسته
۰
ما عروسکیم و دنیا عروسکبازه. ما که عروسکیم، میآیم روی زمین یه مدت تقلید درمیآریم، تیارت نشون میدیم، بعد...»
بابا ادامه نداد و ساکت شد. گفتم: «خب بعد چی؟»
بابا گفت: «بعد... بعد یکییکی میمیریم.»