دستورالعمل برای روانشناسان بالینی این بود که با استفاده از تخصصشان فرد مصاحبهشونده را ارزیابی کنند. روانشناسان، زمانیکه تصور میکردند از فرد مصاحبهٔ شغلی میشود، بر این عقیده بودند که فرد کاملاً عادی و بهلحاظ روانی سالم است؛ اما زمانیکه به آنها گفته میشد فرد بیمار است، همان فرد را مضطرب و دچار اختلال توصیف کردند. این روانشناسان بالینی، بهجای اینکه تمام توجهشان را معطوف همان فردی کنند که روبهرویشان نشسته بود، صرفاً به سرنخهای غیرواقعی تکیه میکردند که، در کنار تجربیاتشان، منجر به تشخیصهایی در «عالم موهوم» میشد. اگر راستش را بخواهید، احتمالاً خودشان هم در عالم هپروت به سر میبردند.