مادر سعی داشت توضیح دهد که سطلها خیلی... سطلها خیلی به درد کادو نمیخورند. بیلی نمیخواست قبول کند برای همین دوباره پرسید: «میتونم لطفاً یه سطل داشته باشم؟»
پدرش گفت: «نظرت دربارهی دوچرخه چیه؟»
و مادرش در ادامه اضافه کرد: «شاید هم یه جفت کفش ورزشی؟ یا شاید بازی کامپیوتری؟»
بیلی گفت: «من یه سطل میخوام».