دولت بر مبنای استعارهی ریشهای «فردگرایی» بهتدریج توانست از خدمات عمومی که به مردم ارائه میداد، رهایی پیدا کند و مردم از دولت یا دیگر افراد جامعه برای حل مشکلات خود یا امور روزمره خود انتظار نداشته باشند. درنتیجه با این فرضیه که اکثر مردم خود ماشین دارند و قادر به مدیریت حملونقل خود هستند، میتوانسیستمهای حملونقل عمومی را برداشت مثل حذف تراموا از شهرهای استرالیا در دههی ۱۹۵۰، یا ظرفیت آن را کاهش داد مانند کاهش خطوط ریلی در بسیاری از کشورها. در کشورهای انگلیسیزبان و مردمسالار، دولت سهم خود را بهتدریج در بخش خصوصی کاهش داد تا بهزعم خود پنجرهی فرصتها را به روی بخش خصوصی باز کند. همچنین از فردگرایی میتوان بهعنوان استعارهای ریشهای مکتب شیکاگو نام برد.