«ترس، قاتل دوستی است.»
آرتین وقتی برای اولینبار این جمله را در کتابِ حکیمی خوانده بود، برایش باورکردنی نبود. مگر میشود یک نفر را که دوستش داری، هنگام ترس فراموش کنی! اما او حالا کاملا به این جمله باور داشت. چون خودش بعد از دیدن شبح، با نهایتِ سرعت از غار بیرون پریده بود و به کلی خواهرش را فراموش کرده بود.