جملات زیبا از متن کتاب لذت های کوچک | طاقچه
تصویر جلد کتاب لذت های کوچکsubscriptionAvailable

کتاب لذت های کوچک

هر چه زندگی را ارزشمند می‌کند

نوع کتاب
۲.۹ امتیاز(از ۹ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
۱۲
- گاوها گرفتار اضطراب موقعیت نیستند. - گاوها کاری ندارند بقیه درباره‌شان چه فکری می‌کنند. - گاوها به مشکلات خود پیله نمی‌کنند. - هر کاری هم بکنید گاوها نه تحت‌تأثیر قرار می‌گیرند و نه فرقی به حالشان می‌کند. - کاملاً بر اکنون متمرکزند.
احسان رضاپور
۹
خوشی‌های کوچک ابداً کوچک نیستند: آن‌ها نقطهٔ پیوند ما با موضوعات اساسی زندگی‌اند.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
۴
بی‌شک یکی از دلایلی که مردان میانسال این‌قدر به خواندن دربارهٔ آدولف هیتلر رو می‌آورند همین است. در قیاس با خشمِ فاجعه‌بار دیوانه‌وار، توهم، ویرانگری و قساوتِ او تقریباً همه آدم‌های خوبی به نظر می‌رسند.
Bitt
۴
ستاره‌ها در زندگی ما مهم‌اند، زیرا رویارویی تسلی‌بخشی با عظمت جهان برایمان فراهم می‌کنند، زیرا چشم‌اندازی مفید از ناچیزبودن و کوچکی وجود بشری پیش رویمان می‌گذارند.
Bitt
۳
آثار هنری کودکان فرصتی برای شناخت نیازهای خود فراهم می‌آورد. آن‌ها به سبک و سیاق خودشان، مطالباتی سیاسی‌اند، بیانیه‌هایی فشرده در باب چیزهایی که عجالتاً در شرایط پراضطراب و پرنقص زندگی بزرگسالانهٔ فعلی به آن نیاز داریم.
Bitt
۲
گاوها آدم را قضاوت نمی‌کنند: برای گاوها شما همان کسی هستید که هستید.
سمیه جنگی
۲
پر بیراه نیست اگر بگوییم، ما خودبه‌خود و غریزی بلد نیستیم لذت ببریم. اما لذت‌جویی مهارتی است که باید بیاموزیم و می‌توانیم در آن پیشرفت کنیم. و لذت‌های کوچک شروع خوبی برای این ماجراست.
مهسا
۲
با تماشای آسمان شب، در برابر عظمت آنچه بدان می‌اندیشیم کوچک جلوه می‌کنیم. در تجدید ارتباط با جهان لایتناهی، افتادگی پیشه می‌کنیم، بی هیچ تحقیری.
Afshin Janani
۱
استعدادهایمان هرگز به‌درستی کشف نشده‌اند، بهترین سال‌های عمرمان به سگ‌دو زدن گذشته و عشق و محبتی را که نیاز داشته‌ایم به دست نیاورده‌ایم. دلسوزی حق ماست و هیچ‌کس هم نیست که نیازمان را رفع کند؛ بنابراین خودمان دست به کار می‌شویم و مقدار لازم را به خودمان تزریق می‌کنیم.
مهسا
۱
پر بیراه نیست اگر بگوییم، ما خودبه‌خود و غریزی بلد نیستیم لذت ببریم. اما لذت‌جویی مهارتی است که باید بیاموزیم و می‌توانیم در آن پیشرفت کنیم. و لذت‌های کوچک شروع خوبی برای این ماجراست.
The 52-Hertz Whale
۱
دیروقت است؛ آدم‌های معقول‌تر مدت‌هاست در رختخواب‌اند، اما ما بیدار مانده‌ایم، کتاب می‌خوانیم، فکر می‌کنیم
bookwormnoushin
۱
دلسوزی برای خود شفقتی است که ما بر خویشتن روا می‌داریم. جنبهٔ بالغ‌تر وجود انسان به بخش‌های ضعیف و گم‌شدهٔ روان رو می‌آورد و آن‌ها را تسلی می‌دهد، نوازششان می‌دهد، و می‌گوید درکشان می‌کند؛ بخش‌هایی که بی‌شک دوست‌داشتنی اما درک‌ناشده‌اند. این کار باعث می‌شود انسان برای مدتی احساس کودکی کند – و درواقع هم کودک است. عشقی خالصانه و تأییدکننده پیش می‌نهد که هر کودکی، و البته مهم‌تر از آن هر بزرگسالی، نیاز دارد تا بتواند دلهرهٔ هستی را پشت سر بگذارد.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
۰
شما با شیفتگی دیگران کنار می‌آیید، ولی آن‌ها حاضر نیستند همین لطف را در حق شما بکنند و بیزاری صادقانه‌تان را بپذیرند.
سمیه جنگی
۰
در گذر زمان، موفقیت‌هایمان را زیادی دست‌بالا گرفته‌ایم، که آسوده‌نشستن کنار دیگری و تماشای برنامهٔ باغبانی تلویزیون، یا آبیاری شمعدانی‌ها در کنار کودکی نوخواسته اتفاق خیلی خیلی مهمی است.
سمیه جنگی
۰
اقرار به شکست مساوی است با رانده‌شدن. شنوندهٔ خوب بی‌درنگ و آشکارا نشان می‌دهد که ما را به این چشم نمی‌بیند. شکنندگی ما، به‌جای وحشت، همدردی آن‌ها را برمی‌انگیزد.
سمیه جنگی
۰
کافی است پنج دقیقه به چهرهٔ یک گاو نگاه کنید تا بخش کوچکی از روح آرامَش در شما ریشه بدواند.
سمیه جنگی
۰
خودمان را به‌خاطر زل‌زدن از پشت پنجره سرزنش می‌کنیم. باید به کارمان برسیم، درسمان را بخوانیم، یا برنامه‌های روزمره‌مان را پیش ببریم. این کار به قطع و یقین وقت تلف‌کردن است. نه فایده‌ای دارد و نه به هیچ دردی می‌خورد. برایمان معادل ملال، حواس‌پرتی و بیهودگی است. اینکه چانه بر دستان خود بگذاریم، کنار پنجره بنشینیم و چشم در آن حوالی بگردانیم آن‌چنان کار فاخری نیست. نمی‌رویم این‌طرف و آن‌طرف جار بزنیم که: «عجب روزی خوبی بود امروز؛ بهتر از همه اینکه از پنجره زل زده بودم به بیرون.» اما شاید در جامعه‌ای بهتر، مردم دقیقاً چنین چیزهایی را برای هم تعریف کنند.
سمیه جنگی
۰
ما بدبخت می‌شویم نه چون الزاماً همه‌چیز مزخرف است، بلکه چون از معیارهای موردنظرمان فاصله دارد.
احسان رضاپور
۰
بیابان با صدایی بلند درسی را بازگو می‌کند، که زندگی عادی اغلب بی‌رحمانه به رخمان می‌کشد: جهان از ما قدرتمندتر است؛ ما فانی هستیم و بی‌مایه، و چاره‌ای نداریم جز پذیرفتن تنگنای اراده‌مان؛ باید در برابر نیازهایی بزرگ‌تر از خودمان سر خم کنیم. این درسی است که بر سنگ‌ها و ماسه‌های سرخ نقش زده‌اند، چنان درشت که می‌توان از بیابان دور شد، نه درهم‌شکسته، بلکه متأثر از آنچه ورای ماست و خوشبخت از اینکه در قید چنین نیازهای باشکوهی هستیم.
bookwormnoushin
۰
حتی حالا در دل بزرگسالی هم خواهربرادرها و والدین مایهٔ فرسایش روح و خستگی‌اند.
bookwormnoushin
۰
حتی حالا در دل بزرگسالی هم خواهربرادرها و والدین مایهٔ فرسایش روح و خستگی‌اند.
bookwormnoushin
۰
افلاطون استعاره‌ای دارد در باب ذهن: اندیشه همچون پرنده‌ای است بال‌زنان در قفس ذهن. اما افلاطون دریافت که برای آرام‌گرفتن این پرنده، به آرامشی بی‌هدف نیازمندیم. زل‌زدن به بیرون از پنجره چنین فرصتی است. جهان را در گذارش می‌بینیم: دسته‌ای علف در برابر باد مقاومت می‌کند؛ برجی خاکستری از میان نم‌نم باران چهره می‌نماید. ولی نیازی به واکنش نیست.
bookwormnoushin
۰
محال است ته دلمان احساس کنیم درکمان کرده‌اند، حتی کسانی که خالصانه دوستشان داریم و کسانی که از نظر عاطفی به آن‌ها وابسته‌ایم – و شاید حتی کسانی که در لحظه بسیار سخاوتمند، عزیز یا مهربان‌اند. زمهریر تنهایی آن پشت‌وپسله‌ها باقی می‌ماند، حتی وقتی اوضاع به‌طور کلی خوب است. کتاب مزبور شاید مخاطب‌های میلیونی داشته باشد - مانند مجموعهٔ هری پاتر؛ یا شاید کشف منحصربه‌فرد خودتان باشد: نامه‌هایی در تربیت زیبایی‌شناختی انسان اثر شیللر، نگارش اواخر قرن هجدهم، با تلاش‌هایی فراموش‌نشدنی برای پیونددادن ایدئالیسم اشرافی با رئالیسم سیاسی. شاید کتاب خودیاری‌ای باشد دربارهٔ رابطه که دقیقاً بر مشکلات شما دست می‌گذارد. یا شاید حس کنید مادموازل دو موپین، نوشتهٔ تئوفیل گوتیه