خودمان را بهخاطر زلزدن از پشت پنجره سرزنش میکنیم. باید به کارمان برسیم، درسمان را بخوانیم، یا برنامههای روزمرهمان را پیش ببریم. این کار به قطع و یقین وقت تلفکردن است. نه فایدهای دارد و نه به هیچ دردی میخورد. برایمان معادل ملال، حواسپرتی و بیهودگی است. اینکه چانه بر دستان خود بگذاریم، کنار پنجره بنشینیم و چشم در آن حوالی بگردانیم آنچنان کار فاخری نیست. نمیرویم اینطرف و آنطرف جار بزنیم که: «عجب روزی خوبی بود امروز؛ بهتر از همه اینکه از پنجره زل زده بودم به بیرون.» اما شاید در جامعهای بهتر، مردم دقیقاً چنین چیزهایی را برای هم تعریف کنند.