میدانی سارا، عشق مثل گذر انسان از بیحسی به احساس درد و رنج است. نه میشود توصیفش کنی و نه برایش نسخهای بپیچی! هرکسی باید راه خودش را پیدا کن؛ اما همه میگویند یک جور کلافگی و بیقراری به جان آدم میافتد که خانهخرابش میکند!
آدم با هر بهانهای مینشیند پای مرثیهٔ درون! عشق چیز شگفتانگیزی است. منحصربهفرد است. یکتاست. درعینحال، به تعداد آدمهای دنیا شکلوشمایل دارد. نه میتوانی به کسی توصیهای کنی، نه اینکه کسی برایت نسخه بپیچد. به عطشی میماند که دوایش آب نیست. مثل بیمار استسقا. اصلاً ولش کن... .