جملات زیبا از متن کتاب هکوب | طاقچه
تصویر جلد کتاب هکوب

کتاب هکوب

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
اوریپید ، غلامرضا شهبازی
انتشارات: 
نشر بیدگل
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۵۳۰۷۴۱۹
۱
شما نگران آرام کردن تودهٔ مردمید و در این راه پروای آن ندارید که بر یاران خویش زخم زنید.
کاربر ۵۳۰۷۴۱۹
۱
. گرچه روشناییِ آفتاب را به چشم می‌بینی، تو نه فرزندانی داری، نه شویی داری و نه سرزمینی. تو به‌تمامی نابود شده‌ای!
rezai milad
۱
هکوب: آه! هیچ آدمیزادی آزاد نیست! آگاممنون، تمامی آدمیزادگان برده‌اند! بردگان زر، بردگان سرنوشت، بردگان هیاهوی انبوه مردمان، بردگان قوانین نبشته! اینها همه او را از انجام دادن کارهایی که خواهان آن است بازمی‌دارد.
rezai milad
۰
بردگی چه سهمناک چیزی‌ست! با زور بر آنان چیره می‌شوند، و باید که ستم را نیز تاب آورند.
rezai milad
۰
تو تباه شده‌ای! تو دیگر نیستی. گرچه روشناییِ آفتاب را به چشم می‌بینی، تو نه فرزندانی داری، نه شویی داری و نه سرزمینی. تو به‌تمامی نابود شده‌ای!
rezai milad
۰
تو تباه شده‌ای! تو دیگر نیستی. گرچه روشناییِ آفتاب را به چشم می‌بینی، تو نه فرزندانی داری، نه شویی داری و نه سرزمینی. تو به‌تمامی نابود شده‌ای!
rezai milad
۰
زبان مردان نباید نیرومندتر از کردارشان باشد. هنگامی که مردی کار نیک می‌کند، سخنش نیز باید که نیک باشد؛ هنگامی که کاری پلید می‌کند آنگاه سخنش نیز باید سست باشد. هیچ‌کس نباید از بیدادْ نیک بگوید.