جملات زیبا از متن کتاب هنر شکست خوردن | طاقچه
تصویر جلد کتاب هنر شکست خوردن

کتاب هنر شکست خوردن

یک راهنمای ضدخودیاری!

۲.۷(از ۹ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۲۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
معتقدم سلامت روان چیزی بسیار فراتر از صرفاً نبود اختلال روانی است. سلامت روان نه فقط در مورد زنده ماندن، بلکه در رابطه با شکوفایی، پیشرفت و نمایانگر بالاترین و کامل‌ترین استعدادهای ما در مقام انسان است.
کاربر ۶۹۰۲۱۰۶
۹
آن‌چه می‌توان گفت این است که بر خلاف خوشبختی، سعادت یک احساس نیست، بلکه حالتی وجودی است یا حتی به‌ویژه از دید ارسطو، حالتی عملی است. به این ترتیب ریشهٔ عمیق‌تری نسبت به خوشبختی داشته و پایدارتر و قابل اعتمادتر است. اگرچه به ارزشمندترین نوع خشنودی یا رضایت می‌انجامد، اما از خشنودی نشأت نمی‌گیرد، بلکه مطابق با ارزش‌ها و اصول بالاتری است که فراتر از این‌جا و اکنون است. مردم آتن سقراط را به زندان انداختند، حتی او را به قتل رساندند، اما نتوانستند سعادت را از او بگیرند. سقراط سعادت را با خرد و فضیلت یکی دانست.
کاربر ۶۹۰۲۱۰۶
۷
آن‌چه اهمیت دارد این است که زندگی از ما چه می‌خواهد، نه این‌که ما چه انتظاری از آن داریم. ـ ویکتور فرانکل
کاربر ۶۹۰۲۱۰۶
۵
انسان زمانی آزاد است که «از انجام کاری که اراده، میل یا تمایل به انجام آن دارد متوقف نشود.»
کاربر ۹۶۵۶۱۱۸
۱
مردی به‌سرعت و چهارنعل با اسبش می‌تاخت. این‌طور به نظر می‌رسید که مأموریت ضروری و مهمی داشت. تماشاگری فریاد زد: «کجا می‌روی؟» پاسخی از دور آمد: «نمی‌دانم، از اسب بپرس.» ـ حکایتی از ذن
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۱
بودا آموخت که ناتوانی در تشخیص توهم خود، منشأ کل جهالت‌ها و بدبختی‌هاست. تنها با چشم پوشی از خود، یعنی با کنار گذاشتن دفاعیات ایگو و خودکشی نمادین است که فرد می‌تواند به حالت‌های مختلف وجود و ارتباط راه گشاید و به جوهرهٔ ناب انسانیت تبدیل شود. با این کار، او آزاد می‌شود تا خود را به عنوان فردی بسیار آگاه‌تر، شادتر و سازنده‌تر بازسازی کند و به تنها گونه‌ای از تعالی و جاودانگی دست می‌یابد که به روی ما انسان‌های عادی باز است. و بنابراین اگر قرار است زندگی کنیم، نخست باید مردن را یاد بگیریم.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۱
من قدرت را در رمز و رازهای اندیشه یافته‌ام... ـ اوریپیدس
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۱
اگرچه اقتصاددانان بر اندازهٔ مطلق حقوق‌ها تمرکز می‌کنند، اما چندین مطالعهٔ جامعه‌شناختی نشان داده است که تأثیر پول بر خوشبختی، بیش‌تر ناشی از مقایسهٔ درآمد خود با دیگران و به‌ویژه همکاران است (اثر درآمد نسبی) تا چیزهایی که با پول می‌توان خرید. (اثر درآمد مطلق.) این مسئله تا حد زیادی دلیل این است که چرا مردم امروزی با این‌که به طور قابل توجهی ثروتمندتر و سالم‌تر هستند خوشبخت‌تر از اجداد و نیاکان خود نیستند: اما به‌تازگی موفق شده‌اند «از بقیه کم نیاورند.»
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۱
بعضی افراد مردن را به فکر کردن ترجیح می‌دهند. در حقیقت این کار را هم می‌کنند. ــ برتراند راسل
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
خوشبختی در زندگی شما به کیفیت افکارتان بستگی دارد. ـ مارکوس اورلیوس
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
البته پیش از مسیحیت، خدایان بت‌پرست، زئوس و مشتری و امثال آن‌ها وجود داشتند. اما به‌ویژه برای افراد بزرگ‌اندیش، تعدادی از مکاتب فلسفی نیز وجود داشت که عمده‌ترین آن‌ها کلبیون، رواق‌گرایی، شک‌گرایی و اپیکوریسم بود. اگرچه هر کدام دیدگاه و روش خاص خود را داشتند، اما هدف هر چهار مکتب دستیابی به آرامش و تسلط ذهنی یا آتاراکسی بود که به نظر من بیش‌تر از این‌که آن‌ها را از هم متمایز کند به هم شبیه می‌ساخت. آتاراکسی (به یونانی یعنی نبود پریشانی یا مشکل)
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
افرادی که تخیلی‌تر، مستقل‌تر یا صرفاً سرکش‌ترند، نسبت به افرادی که به‌راحتی گرفتار الگوهای فکری متعارف می‌شوند، آزادترند.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
افرادی که می‌توانند آینده را ببینند، یعنی افرادی که درجهٔ بالایی از بینش نسبت به پیامدهای بالقوه انتخاب‌های خود دارند، آزادتر از افرادی هستند که نمی‌توانند یا نمی‌خواهند محاسبه کنند، نه به این دلیل که تنبل یا احمق هستند، بلکه معمولاً به این دلیل که شجاعت قبول مسئولیت انتخاب‌های خود را ندارند، بنابراین زندگی را طوری پیش می‌برند، انگار با هیچ کدام روبه‌رو نشده‌اند.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
برعکس همپوشانی زیادی بین آزاداندیشان و رویاپردازان وجود دارد. در بازی زندگی مانند بازی شطرنج، قوی‌ترین بازیکنان کسانی هستند که می‌توانند چندین گام جلوتر را ببینند و می‌توانند با جسورانه‌ترین و اصلی‌ترین حرکات به شرایط همیشه در حال تغییر پاسخ دهند.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
بیش‌تر مردم واقعاً آزادی را نمی‌خواهند، زیرا آزادی مستلزم مسئولیت است و بیش‌تر مردم از مسئولیت می‌ترسند. ـ زیگموند فروید
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
بر اساس نظر «سورن کی‌یرکگور» شخص می‌تواند در اعماق وجود خود یکی از این سه زندگی را داشته باشد: زندگی زیبایی‌شناسانه، زندگی اخلاقی یا زندگی دینی.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
هدف شخصی که زندگی زیبایی‌شناسانه را در پیش می‌گیرد، برآوردن خواسته‌هایش است. برای نمونه اگر هوس هروئین کرده باشد، هر کاری که لازم باشد انجام می‌دهد تا به افیون بعدی خود دست یابد. اگر هروئین ارزان و قانونی است، نیازی به هیچ گونه رفتار غیراخلاقی یا غیرقانونی از سوی او نیست، اما اگر هروئین گران یا غیرقانونی باشد، همان طور که معمولاً اتفاق می‌افتد، ممکن است به دروغگویی، دزدی و خیلی بدتر از آن‌ها متوسل شود. برای برآوردن خواسته‌هایش، بر اساس تعریف، او اصرار دارد که این کار را انجام دهد.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
آموزهٔ قربانی اسحاق این است که غلبه بر شک و اضطراب و در نتیجه اعمال آزادی، نیاز به چیزی شبیه جهش ایمان دارد. با انجام این جهش، نه تنها یک بار، بلکه بارها و بارها شخص، به قول کی‌یرکگور، «خود را با خودش مرتبط می‌کند» و می‌تواند به موجودی متفکر، تصمیم‌گیرنده و زنده تبدیل شود.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
«کارل یونگ» معتقد بود که افراد مبتلا به روان‌رنجوری اساساً با هدف و معنای زندگی خود مشکل دارند. وی در زندگی‌نامه خود خاطرنشان کرد که بیش‌تر بیماران او «افراد با ایمان نبودند، بلکه از کسانی بودند که ایمان خود را از دست داده بودند.»
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
فروید مانند یونگ، تحت تأثیر عقاید کی‌یرکگور قرار گرفته است. تقسیم‌بندی ذهن توسط فروید دقیقاً با سه نوع زندگی کی‌یرکگور مطابقت دارد: نهاد با زندگی زیبایی‌شناسانه، فرامن با زندگی اخلاقی و من با زندگی دینی مطابقت دارد.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
فروید مانند یونگ، تحت تأثیر عقاید کی‌یرکگور قرار گرفته است. تقسیم‌بندی ذهن توسط فروید دقیقاً با سه نوع زندگی کی‌یرکگور مطابقت دارد: نهاد با زندگی زیبایی‌شناسانه، فرامن با زندگی اخلاقی و من با زندگی دینی مطابقت دارد.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
آزادی، کلید خوشبختی و شجاعت، کلید آزادی است. ـ توسیدید
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
متأسفانه حتی بهترین آموزش‌ها ممکن است در ضمیر بسیاری از افراد به فراموشی سپرده شود. اگرچه دانش ممکن است ضروری باشد، به نظر نمی‌رسد برای آزادی کافی باشد، زیرا اغلب فاصله یا شکاف مهمی بین علم و عمل به چیزی وجود دارد. این شکاف معمولاً «شجاعت» (به لاتین به معنی مرکز و قلب است) نامیده می‌شود و به نظر نمی‌رسد هیچ مقداری از آموزش یا یادگیری بتواند آن را پر کند. اگر نبود شجاعت است که افراد را از انجام کار درست، یعنی اعمال فضیلت و به طور گسترده‌تر، از اعمال آزادی باز می‌دارد (ضمناً به رابطهٔ بین فضیلت و آزادی توجه داشته باشید)، پس این سؤال حائز اهمیت است که «شجاعت چیست؟»
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
بهترین آموزش نه در تعلیم دیدن، بلکه در الهام گرفتن و درواقع مجذوب شدن است. از این گذشته، معلمانی که ما آن‌ها را در قلب خود عزیز می‌دانیم، معلمانی که هرگز آن‌ها را فراموش نمی‌کنیم، کسانی نیستند که با جدیت بیش‌ترین حقایق را به ما آموخته‌اند یا سختگیرانه نکات مهم در برنامهٔ درسی را پوشش داده‌اند، بلکه کسانی هستند که به ما الهام بخشیده‌اند و دیدمان را نسبت به خودمان و دنیا باز کرده‌اند.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
انسان توسط زمان بلعیده می‌شود، نه به این دلیل که در زمان زندگی می‌کند، بلکه به این دلیل که به واقعیت آن ایمان دارد و بنابراین ابدیت را فراموش می‌کند یا تحقیر می‌کند. ـ میرچا الیاده
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
به قول «مارتین هایدگر»: «اگر مرگ را وارد زندگی‌ام کنم، آن را قبول کنم و قاطعانه با آن روبه‌رو شوم، خود را از اضطراب مرگ و حقارت زندگی رها خواهم کرد ـ و تنها در آن صورت آزاد خواهم بود که خودم باشم.»
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
امروز بیش‌تر افراد بر اثر نوعی عقل سلیم نامحسوس می‌میرند و خیلی دیر متوجه می‌شوند که اشتباه‌های‌شان تنها چیزهایی هستند که هرگز از آن پشیمان نمی‌شوند. ـ اسکار وایلد
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ بسیاری از درمانگران در ایالات متحده یک نسخهٔ درمانی را برای «درمان» همجنس‌گرایی مردانه ارائه کردند. این معمولاً شامل نشان دادن تصاویری از مردان برهنه به «بیماران» در حالی است که به آن‌ها شوک الکتریکی یا داروی استفراغ‌آور (داروهایی که باعث استفراغ آن‌ها می‌شود) داده می‌شد و زمانی که دیگر طاقت نمی‌آوردند، عکس‌هایی از زنان را به آن‌ها نشان می‌دادند یا آن‌ها را با پرستاری مجرد، سرِ قرار می‌فرستادند.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
ویرایش دوم طبقه‌بندی اختلالات روانی (در آمریکا) که نخستین بار در سال ۱۹۶۸ منتشر شد، هنوز همجنس‌گرایی را به عنوان اختلالی روانی عنوان می‌کند. در سال ۱۹۷۳، انجمن روان‌پزشکی آمریکا از همهٔ اعضا در کنوانسیون خود خواست که اگر همجنس‌گرایی را اختلالی روانی می‌دانند، رأی دهند: ۵۸۵۴ روان‌پزشک به حذف همجنس‌گرایی از طبقه‌بندی اختلالات روانی و ۳۸۱۰ به حفظ آن رأی دادند.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
سپس انجمن روان‌پزشکی آمریکا توافق کرد و همجنس‌گرایی را از طبقه‌بندی اختلالات روانی حذف کرد، اما با «اختلال جهت‌گیری جنسی» برای افرادی که «در تضاد با گرایش جنسی» آن‌ها بودند، جایگزین کرد. تا سال ۱۹۸۷ همجنس‌گرایی به طور کامل از این طبقه‌بندی خارج نشد.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰