آنچه میتوان گفت این است که بر خلاف خوشبختی، سعادت یک احساس نیست، بلکه حالتی وجودی است یا حتی بهویژه از دید ارسطو، حالتی عملی است. به این ترتیب ریشهٔ عمیقتری نسبت به خوشبختی داشته و پایدارتر و قابل اعتمادتر است. اگرچه به ارزشمندترین نوع خشنودی یا رضایت میانجامد، اما از خشنودی نشأت نمیگیرد، بلکه مطابق با ارزشها و اصول بالاتری است که فراتر از اینجا و اکنون است. مردم آتن سقراط را به زندان انداختند، حتی او را به قتل رساندند، اما نتوانستند سعادت را از او بگیرند.
سقراط سعادت را با خرد و فضیلت یکی دانست.