امام (ع) که از دست آنها رهایی یافته بود، به قبر پیامبر (ص) پناه برد و در حالی که اشک از دیدگان مبارکش جاری بود، با صدای بلند میگفت:
(ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونی وَ کادُوا یقْتُلُونَنی)؛ ای فرزند مادرم! این جماعت مرا ضعیف و بییار و معین پنداشتند؛ و بر من غلبه کردند و مرا تنها گذاشتند؛ و نزدیک بود که مرا بکشند!