ژان ـ د پرسید: «بیماری "مصلحتی" یعنی چی؟»
پدر همانطور که کیف پزشکیاش را میآورد گفت: «به وقتی میگن که کسی وانمود میکنه حالش خیلی بده، چون نمیخواد مدرسه بره. اما من برای این بیماری یه آمپول فوقالعاده بزرگ دارم.»
هر دو با هم به او اطمینان دادیم: «خیلی بهتر شدیم.»