صدای جیغ و دادشان به هوا رفت.
دوید طرف اتاق، دعوا سر اسباب بازی هایشان بود.
سعید گریه کنان عروسک را به خواهرش داد و رفت. دعواتمام شد. مادرش هم چیزی نگفت.
چند روزبعد دخترش گفت: مامان! دعوای آن روز تقصیر من بود نه سعید...
تعجبی نداشت آخر سعید عادتش بود حتی اگر مقصر هم نیست در آشتی کردن و عذر خواهی پیش قدم بشود.