داری دوست پیرمن؟»
«من هم به کلبه قدیمی خودم میروم. در آنجا راحتتر میتوانم به کارهایم برسم.»
آرتاش رو به همه کرد و گفت: «بسیار خوب. فعلاً ما مراسم یادبودی برای هوراتاس میگیریم. سپس چند روزی اینجا استراحت کنید و بعد هر کس به دنبال کار خود برود.»
همه اطاعت کردند و به سمت خارج قصر به راه افتادند تا شاه جدید را به مرماک معرفی کنند.
پایان ۱۳۸۹/۲/۱۵
فریدالدین آزادی