اما باید اعترافکرد که همهٔ حکمرانان روی زمین، کلیه بنیانگذاران عقیدتی و حکومتی، پیامآوران همهٔ ادیان، دولتمردان برجسته و در مقیاسی حقیرتر، سرجنبانان جوامع کوچک بشری، همگی پیوسته به گونهای ناخودآگاه، انسانهایی روانشناس بودهاند که از روان توده، شناختی غریزی و غالباً بسیار دقیق داشتهاند. همین برخورداری از شناخت روان توده، ایشان را به آسانی به قدرت رسانده است. ناپلئون حیات روان تودههای فرانسوی را به خوبی دریافته بود، اما از شناسایی روان نژادهای غیرفرانسوی عاجز بود. همین ناآگاهی، وی را بر آن داشت که مثلاً در اسپانیا و یا در روسیه به جنگهایی دست بزند که مقدمات سقوطش را فراهم کردند.