استخوانها در کنارشان پدید آمده، زیر آفتاب، سپید میزد.
پروانه گفت: «این را هرگز نباید فراموش کنیم! همهٔ کارها که درست شد و بزرگ که شدیم، باید یاد این روز کنیم. باید در یاد داشته باشیم که هنگام کودکی، گور کندیم و استخوان گرد آوردیم و فروختیم تا برای خانوادهمان نان فراهم کنیم.»
«آیا کسی سخنمانمان را راست خواهد دانست؟»