وقتی پروفسور مکگونگال در بارهٔ جانورنماها (جادوگرهایی که میتوانستند به اختیار خود به شکل جانوران دربیایند) صحبت میکرد حواس هری پرت بود. حتی زمانی که پروفسور مکگونگال جلوی چشم همه خود را به شکل گربهای کوچک و ظریف درآورد که خطوط دور چشمانش شبیه عینک بود، هری او را ندید.
پروفسور مکگونگال با صدای انفجاری به شکل واقعیش تبدیل شد، به بچههای کلاس خیره شد و گفت: «شما امروز چهتون شده؟ اولین باره من در کلاسی تغییرشکل میدم اما هیچکس تشویقم نمیکنه. البته اصلاً مهم نیست...»