سال ۲۰۰ هجری
خانه پر التهاب بود. بانوی ما فاطمهٔ معصومه (س) چشم از امامش علیبنموسیالرضا (ع) برنمیداشت. مأمون مأمور فرستاده بود که امام (ع) را به اجبار همراه خود ببرند. دل خواهر تپش به نام برادر دارد و این تپش وقتی به درد افتاد که امام کنار مزار پیامبر خدا (ص) وداعی کردند که اشک بر صورت همه روان کرد، و کلامی که دستور بود؛
- برای بردن من از میانتان، مجلس عزا برپا کنید و اشک بریزید!
فاطمۀمعصومه (س) تکلیف خودش را از امامش دریافت کرد، نباید بگذارید راه امام، اندیشهٔ امام، جهاد امام با پردهای به نام ولیعهدی پوشانده شود. این منصب دروغین، ظلم مضاعفی است...
در مجالس بانوان، فاطمه (س) نقطهٔ شروع بود و نام حسین (ع) بود و غربت رضا (ع).
عیون اخبار الرضا (ع)، ج ۲، ص ۲۱۷، ح ۲۸.