چقدر دلش برای مدرسه و بچههای تویش تنگ شده بود. از وقتی بزرگترها هم صاحب گوشی آر- می شده بودند، دیگر مدرسه بهطور کامل بسته شده بود و کلاسها کاملاً مجازی برگزار میشد. ریحانه که دیگر وقتی اسم مجازی میآمد، از ترس بدنش یخ میکرد. برای همین تصمیم گرفت درسهایش را توی خانه و با کمک مادرش بخواند. مادر هم معلم ریحانه بود و هم پرستار پدر.