حالا نمیتوانم به اولین دیدارمان فکر نکنم. راستش، بیشتر دست تقدیر بود؛ برخورد دو آدمی که بهمعنای واقعی کلمه مقدر بود با هم باشند. آن زمان، ستارهها را برایم تداعی میکرد: اینکه چطور دو ستاره به هم برخورد میکنند و با هم ترکیب میشوند ـ بزرگتر، روشنتر، قویتر از قبل. چیزی که آن زمان نمیدانستم این بود که وقتی سرعت برخوردشان زیاد باشد، اصلاً با هم ترکیب نمیشوند. منفجر میشوند، بخار میشوند و چیزی از آنها باقی نمیماند.