جملات زیبا از متن کتاب فلسفه از چهل نگاه | طاقچه
تصویر جلد کتاب فلسفه از چهل نگاه

کتاب فلسفه از چهل نگاه

۲.۹(از ۸ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
آلن دوباتن، شقایق نظرزاده
انتشارات: 
انتشارات فرمهر

قیمت:

۱۰۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مونتنی در تلاش بود که ما را از فقدان اعتمادبه‌نفس و شرم ناشی از حس غلو شدهٔ تفاوت‌های بین ما و ابرانسان‌ها برهاند. در لحظات اضطراب‌آلود پیش از سخنرانی‌ای مهم یا قراری که مدت‌ها آرزویش را به دل داشتیم، باید جملهٔ مونتنی را در ذهن‌های تب آلودهٔ ترس‌خورده‌مان تکرار کنیم و به خود یادآور شویم که هیچ‌کس، هرچقدر هم به‌ظاهر آرام و بی‌پروا، تا لحظهٔ جانکاه آسیب‌پذیری و تحقیر، چند ساعت بیشتر فاصله ندارد.
احسان رضاپور
۳
نیچه امید نداشت که بشر به کل از مذهب ببُرد؛ امید داشت که با نوع بهتری از مذهب جایگزین شود. مذهبی مبتنی بر هنر، موسیقی و فلسفه ـ آئینی که قهرمانانش فلاسفهٔ رواقی، مونتنی، گوته و واگنر باشند.
احسان رضاپور
۳
فلسفه حرف‌های زیادی برای همگان در هر سنی دارد. شاید فلسفه، مهم‌ترین درسی باشد که هرگز از ما نخواسته‌اند بخوانیم.
احسان رضاپور
۱
خردمندان می‌دانند که همهٔ انسان‌ها، ایضاً خودشان، هیچ‌گاه از حماقت دور نیستند. با علم به اینکه دست‌کم نیمی از زندگی غیرمنطقی است می‌کوشند، به قدر وسع، کمتر دیوانگی کنند و هرگاه سروکله‌اش پیدا شد، وحشت‌زده نشوند. خردمند می‌داند چطور به تعارض بین خواسته‌های خالصانهٔ قلبی و شیوهٔ شریرانهٔ رقم‌خوردن اوضاع بخندد.
احسان رضاپور
۱
سنکا باور داشت وظیفهٔ فلسفه این است که پیش از اینکه زندگی بی‌رحمانه ناامیدمان کند، خود به ملایمت امیدمان را ناامید کنیم. هرچه کمتر توقع داشته باشیم، کمتر رنج می‌کشیم. به کمک بدبینی‌ای تسلی‌بخش، بهتر است بکوشیم خشم و اشک‌هایمان را به ترکیبی به‌غایت پایدارتر بدل کنیم: غم. سنکا بر آن نبود که افسرده‌مان کند، صرفاً در تلاش بود از آن دست امیدی برهاندمان که وقتی محقق نمی‌شود، تلخی و فریاد از سویدای جان برمی‌انگیزد.
احسان رضاپور
۱
«خودت را به دار بیاویز، پشیمان خواهی شد؛ خودت را به دار میاویز، باز هم پشیمان خواهی شد؛ چه خودت را به دار بیاویزی و چه نیاویزی، از هر دو پشیمان خواهی شد. این، آقایان، جوهرهٔ تمام فلسفه است.» ما سزاوار شفقتیم؛ تصمیم‌های فاجعه‌باری می‌گیریم، اما ـ کیرکگور می‌گوید ــ می‌توانیم به‌واسطهٔ حقیقتی تلخ، تسلی پیدا کنیم: گزینهٔ بهتری در اختیارمان نیست. چرا که شرایط وجود، ذاتاً و نه تصادفاً، تحلیل‌برنده‌اند. جالب اینجاست که در علمِ به ناگزیریِ رنج تسکینی نهفته است. از همین روست که خواندن کیرکگور، جذاب یا دست‌کم تسلی‌بخش است. در نهایت، این ظلمت نیست که ما را تباه می‌کند، امید بیهوده است که چنین می‌کند.
احسان رضاپور
۱
فلسفه به معنی دقیق کلمه یعنی «عشق به خرد».
احسان رضاپور
۰
سه نگاه به یک تجربه قرن‌ها موضوع محبوب هنرمندان آسیایی، به‌تصویرکشیدن چهرهٔ سه بنیان‌گذار فلسفهٔ شرق ـ کنفوسیوس، بودا و لائوتسه ــ در کنار هم، در حین واکنش به طعم سرکه بوده است. کنفوسیوس که از وجوب احترام به سنت و بزرگان سخن می‌گوید، سرکه را خلف بی‌نوای نیای اصیلش می‌داند. تعبیر منطقی‌ای است، چرا که از نظر کنفوسیوس، اجداد عموماً بر فرزندان‌شان برتری دارند. بودا اما به نوبهٔ خود، از طعم سرکه بیزار است و با اندوه از آن رو برمی‌گرداند. از نظر او جهان، دره‌ای است مملو از اشک‌های تلخ و رستگاری فقط با دست‌کشیدن از دنیا به‌دست می‌آید. اما چهرهٔ آخر، لائوتسه ـ بنیان‌گذار دائوئیسم ــ خرسند است. نه چون مشخصاً از طعم سرکه لذت می‌برد، بلکه ازآن‌رو که او همیشه به جهان، از منظر کنجکاوی خوش‌بینانه می‌نگرد. سه رویکرد به جهان، در یک پرده. قرار نیست از بین این سه انتخاب کنیم، صرفاً می‌توانیم خرد منحصربه‌فرد هرکدام را برگزیده و تجربه کنیم.
احسان رضاپور
۰
از نگاه بودا، انسان خردمند باید مراقب باشد که در مواجهه با به‌هَم‌ریختگی‌های زندگی خود را نبازد. آدمیزاد باید بداند که بر تل زباله می‌زید. وقتی حقارت و خباثت رو عیان می‌کنند، چنان‌که باید، چه‌بهتر که در پس‌زمینه‌ای از امیدِ غالب باشد. ازاین‌رو، هیچ حسی از به‌ناحق رهاشدگی یا خیانت‌دیدگی از روی ساده‌لوحی در کار نخواهد بود. بااین‌همه، بودا خود همیشه به‌طرزغریبی، سرخوش بود، و همواره لبخندی گرم و مهربانانه به لب داشت. به این دلیل که هر چیز مطبوع، شیرین یا سرگرم‌کننده که به ناگاه سر راهش قرار می‌گرفت را چون پاداش می‌دید. افزوده‌ای عمیقاً مسرت‌بخش به محیط غم‌بار اطرافش. بودا با به‌خاطرداشتن پس‌زمینهٔ تیره‌وتار زندگی، حق‌شناس هرآنچه خوبی بود که برایش حادث می‌شد. او به ما هنر یأس سرخوشانه را می‌آموزد.
احسان رضاپور
۰
بودیسم، آیین مدیتیشن روزانه را (که متا بهاوانه نام دارد) برای پرورش این نگاه پیشنهاد می‌کند. مدیتیشن هر روز صبح با دعوت به فکرکردن دربارهٔ شخصی شروع می‌شود که احتمال دارد از او آزرده شویم و نسبت به او خشم یا احساس بیزاری داشته باشیم ـ و به‌جای کنش‌های خصمانهٔ معمول ــ پیام‌های مهربانانه‌ای چون «امیدوارم به آرامش برسی» یا که «امیدوارم از رنج رهایی یابی» را تمرین می‌کنیم. این روش می‌تواند در نهایت، تعمیم‌یافته و تقریباً تمام آدمیان روی زمین را شامل شود. فرض پشت این رویکرد این است که با داشتن انگیزهٔ درست، احساسات ما نسبت به دیگران قطعی و لایتغیر نخواهد بود، بلکه قابل‌تغییر و بهبود می‌شود. همدلی، مهارتی آموختنی است و همان‌قدر که این حس شامل حال عزیزان‌مان می‌شود، باید نسبت به دیگرانی که محبوب‌مان نیستند و از ایشان بیزاریم نیز رفتاری همدلانه نشان دهیم.
احسان رضاپور
۰
«محکم به کوه بچسب، در شکاف سنگ ریشه کن، از پسِ هر مصیبت، قوی‌تر جوانه بزن و سیلی باد را از هر سو تاب بیاور»
احسان رضاپور
۰
باید از نشانه‌های گذر زمان و شواهد نقص، خواه در اشیاء یا در محیط پیرامون، خانه‌هایمان و خودمان استقبال کنیم. با دوست‌داشتن و تحسین فنجانی فرسوده، کاشی کهنهٔ سقف، یا پراکندگی شلختهٔ برگ‌های پاییزی، گویی به‌صورت نمادین با ماهیت گذرا، ناقص و معمولی خودمان صلح می‌کنیم. نقص‌ها را نباید به‌صورت مصنوعی پوشاند: باید بگذاریم رگه‌های آسیب‌دیدگی عیان باشند. وابی سابی دعوتی است به صلح‌کردن با ذات حقیقی انسان، بدون روتوش و رنگ و جلا.
احسان رضاپور
۰