شوپنهاور به معنایِ نابِ فلسفی به وحدتِ وجود باور دارد، نه به معنای دينی، به اين معنی كه اين وجود يك خاستگاه داشته باشد و او نيز در ذات خود يگانهی مطلق است، اگر مظاهری كه، در واقع، بر آن محقق میشود، متعدّد باشند، و آن اصل اراده است، ارادهی كورِ پُرتحرّك! او را میبينيم كه وحدت وجودِ به معنای دينی را نمیپذيرد، يعنی: به اين معنی كه جهان، خدای يگانه باشد و موجوداتِ حسّی مظاهرِ متعدّد وحدت مطلقِ او.