یکی بود یکی نبود. درستی کشک بود، راستی دوغ بود. رشوه حلال بود. حلال تو یوغ بود.
حق و حقیقت اسم داشت و رسم نداشت. دزدی و دروغ رسم بود و اسم نداشت.
در یک چنین زمان و زمانهای، یک دنیا خیلی خیلی گل و گشادی بود که هفت آسمانش پر از ستاره بود، اما بعضیها در هفت آسمانش یک ستاره هم نداشتند.
مردم آن دنیا سالی به دوازده ماه روزه بودند. سحری خیلیهاشان فقط کاچی بود. افطاری بیشترشان هم آرد نخودچی بود. زندگیشان هم آرد نخودچی بود.
زندگیشان تا دلتان بخواهد پیچ پیچی بود. پیچ پیچیهاشان هم هر چقدر دلتان بخواهد پوچ پوچی بود.