اما دیدگاه نظام جهانی به توصیف رشد و افول چرخههای هژمونی از ابتدا تاکنون و فرآیندهای مربوط به چگونگی انباشت به عنوان موضوعات فراتاریخی میپردازد و این چرخهها را صرفا مربوط به نظام سرمایهداری نمیداند بلکه نظام سرمایهداری را صرفا یک شیوه تولید مسلط در زمان حال تصور میکند (Arrigi&Silver, ۲۰۰۱: ۲۶۳-۲۶۸). حکمرانی جهانی در این نظریه در قالب چرخههای هژمونی معنا مییابد و سرمایهداری تنها یکی از این چرخهها و آخرین آنها محسوب میشود.