مادرم به من یاد داد. هر وقت کارها خوب پیش نمیرود، وقتی از دست تو عصبانی میشوند یا خودت عصبانی هستی، تصور کن که ابری را از آسمان صدا میزنی و وقتی ابر پایین میآید، تو سوارش میشوی، عمیق نفس میکشی و با صدای ملایم میگویی: «آرام، تِسی، آرام» . خیلی آهسته چند بار این را تکرار کن و خودت را شناور روی ابر تصور کن. آنوقت میبینی که چهطور احساس بهتری پیدا میکنی و عصبی نمیشوی. این بازی به درد من خورد تا یاد بگیرم خودم را آرام کنم