حیوانی اهلی بود. سایر حیوانات وحشی بودند و در دنیای وحش زندگی میکردند. سپیددندان که در گذشته بهخاطر یک تکه گوشت حیوانات دیگر را کشته بود، هرگز فکر نمیکرد در سرزمین جنوب اوضاع به گونه دیگری باشد. ولی او خیلی زود متوجه تغییر اوضاع شد.
یک روز صبح زود وقتی کنار خانه پرسه میزد، به جوجهای برخورد که از لانه مرغها فرار کرده بود. غریزه او ایجاب میکرد تا با خوردن آن جوجه دلی از عزا در بیاورد؛ بنابراین با یک حرکت