مارکس با اینکه خودش افکار مدینه فاضله و سازندگان حکومتهای خیالی را به باد مسخره میگرفت و استهزا میکرد با وجود این، خود و شاگردش لنین در زمره آنها به شمار میرفتند. لنین این مزیت منحصر بهفرد را داشت که چنین دولت خیالی را به صورت یک حکومت نیرومند و قوی ایجاد کند، وی در تاریخ بیشتر از هرکس به حکومت و سلطنت فلاسفه، که خواست افلاطون بود؛ نزدیک شده است. علت اینکه نتایج مطلوبی حاصل نشده است، اشتباهات فکری مارکس و لنین است. گرچه مبنای این اشتباهات را باید در احساسات دیکتاتوری این دو نفر جستجو کرد.