جملات زیبا از متن کتاب خزان خودکامه | طاقچه
تصویر جلد کتاب خزان خودکامه
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب خزان خودکامه

۳.۶(از ۱۳ امتیاز)
نوع کتاب

۲۹۰,۰۰۰

۲۰٪

قیمت:

۲۳۲,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

در پیشۀ سیاست، آن کس که سقوط می‌کند، کارش تمام است،
vihan
۷
همۀ گرفتاری‌ها کشور، از آن است که مردم وقت زیادی برای فکر کردن دارند، بنابراین، دنبال راهی برای سرگرم کردن آن‌ها بود،
حسام
۳
ژنرال همان شرایط را در رودرویی در بیست دست بازی دومینو پیشنهاد کرده بود و پاتریسیو آراگونس پذیرفته بود، با افتخار بی‌اندازه و خوشوقتی بیش از حد، جناب ژنرال، به شرط آن‌که‌ این افتخار را به من بدهید که اجازه داشته باشم ببرم، او پذیرفته بود، موافقم، از این قرار، یک دست، بعد دو دست بازی کردند، بیست دست بازی کردند و تمام شد و پاتریسیو آراگونس، همۀ دست‌ها را برد، ژنرال معمولاً می‌برد چون حریفش حق نداشت او را شکست دهد،
vihan
۱
در هیاهوی مبهم آخرین برگ‌های یخ‌زده خزانش به سوی اقلیم تاریک فراموشی شتافت، از ترس به پاره‌های پوسیدۀ جبۀ مرگ آویخت، با غریو توده‌های زنجیرگسسته که به خیابان‌ها ریختند و مرگ او را با سرودهای سرور و شادمانی جشن گرفتند، بیگانه ماند، با صدای شیپور آزادی، با فشفشه‌های شادی و ناقوس‌های شادمانی که ‌این خبر خوش را به جهان می‌رساندند زمان بی‌شمار ابدیت، به پایان رسیده است.
zahra
۱
ژنرال فرصت بیش‌تری یافت که با هشیاری سال‌های آغاز زمامداری، به نیروهای مسلح برسد، نه که نیروهای مسلح، آن‌گونه که می‌پنداشتیم، ستون‌های قدرتش بودند، بلکه از آن‌رو که نیروهای مسلح، مخوف‌ترین دشمن طبیعی‌اش بودند.
سپیده اسکندری
۰
هیچ‌کس در خیال‌های خوش آرام نمی‌گرفت
مرضیه
۰