و عهدی بسته نمیشود
میان گفتنیها
که با دروغ همسنگاند
(هرآنچه به گفت درآید دروغی بیش نیست)
مابقی سکوت است
الا آنکه سکوت هم در کار نیست
نه
از کلمات
عشق که نه
غیاب سرمیزند
اگر بگویم آب، آنگاه مینوشم آیا؟
اگر بگویم نان، آنگاه میخورم آیا؟
در این شب در این دنیا
این شبِ سکوت نامعمول
عیب جان اینکه به دیده درنمیآید
عیب ذهن اینکه به دیده درنمیآید
عیب روح اینکه به دیده درنمیآید
از کجا آب میخورد این دسیسهٔ ناپیداییها؟