«... من هم خیلی وقتها در جواب سکوت میکنم. گاهی جوابندادن بهتر است؛ مثلاً وقتی کسی به آدم توهین میکند، بهتر است آدم جواب ندهد. کافی است آدم فقط نگاهش کند و فکر کند. وقتی در مقابل خانم مینچین این کار را میکنم، از خشم رنگش میپرد. یا آمیلیا هراسان میشود و دیگران هم همینطور. وقتی در اینجور وقتها از کوره در نروی، به نظر میآید که قویتر از دشمنت هستی. به راستی هم آدم باید قوی باشد تا بتواند خشمش را کنترل کند؛ ولی همه اینطور نیستند. بعضی در این شرایط حرفهای احمقانه میزنند و بعدش پشیمان میشوند. انگار جواب ندادن به دشمن بهتر از هر کار دیگری است. البته شاید من به اندازهی کافی قوی نباشم و نتوانم خشمم را کنترل کنم. از این نظر امیلی از من بهتر است. امیلی حتی ترجیح میدهد به دوستش هم جواب ندهد و همه چیز را در دلش نگهمیدارد!»