اعتراف مینماییم که این صورت صورتکی بیش نیست، صورتکی از جنس ریاست، همینکه برداشته شود هیولای خرقهپوشی خواهید دید که حتی آن نقاب را در زیر خرقهاش میپوشاند. خواهید دید با چهرهای از جنس مردار و صورتی هیولایی که نسوجش لانهٔ کرمان است و زیر آن کلوته پنهان است و همچنان ذیحیات است، آنچنان بویناک مینماید که زمین خانقاه سمیرم سفلی از بوی عفنش به مردستان مجوسان قابل قیاس است ولا غیر. این صورتک حائل دو دنیای من است. صورتیکه اینک میبینید و صورتیکه حقیقت من است و خواهید دید و باید که در ذات همین جهان مضمحل شود که هیچچیز از این جسم عاصی و بویناک بر جای نماند و حضرت حق که رحمت للعالمین است بر ما خواهد بخشود، آن فسق و فجوری که بر بندگان خدا روا میداشتیم.»