خانوادهٔ من اهل تظاهر نیستند. ما فقط موقع سلام و خداحافظی یکدیگر را بغل میکنیم. بهندرت همدیگر را میبوسیم، آن هم معمولاً بوسههای کوتاه. ولی حالا، تا این جای کار دست برادرم را گرفتهام، مادرم را بغل کردهام و در آغوش پدرم مچاله شدهام. این کاری است که مرگ با ما میکند. همزمان که محبتی را از زندگیمان کم میکند، وادارمان میکند با بازماندگان بیشتر صمیمی شویم.