جملات زیبا از متن کتاب تقدیر مردان | طاقچه
تصویر جلد کتاب تقدیر مردانsubscriptionAvailable

کتاب تقدیر مردان

۳.۲(از ۱۸ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۵۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

اگر به عقده‌های خود هشیار نشویم باید با یک داستان و اتفاق تکراری و شکست مداوم یا احساس تلخ همیشگی نسبت به زندگی، علی‌رغم داشتن دستاوردهای بیرونی فراوان، همسفر باشیم. این کتاب دعوتی است برای رها شدن از اسارت عقده و یافتن اقتدار شخصی در زندگی.
فرهنگ
۱۳
زندگیِ همراه ترس از خرد شدن، بدتر از این است که فرد واقعآ خرد شود.
Benjamin
۸
هنگامی که کودک به سنین بزرگسالی (بلوغ و سال‌های پس از بلوغ تا سن بیست سالگی) می‌رسد، دیگر والدین نباید سعی کنند که افرادی ایده‌آل به‌نظر برسند. وقتی والدین می‌خواهند خود را افرادی ایده‌آل نشان دهند، تلویحآ جایگاه کودک را بی‌ارزش می‌سازند. در این سن، معمولا عقده پدر و عقده مادر «خودآگاه» می‌شوند و فرد تا اندازه‌ای از والدین حقیقی‌اش جدا می‌شود.
بهرام
۳
این کتاب دعوتی است برای رها شدن از اسارت عقده و یافتن اقتدار شخصی در زندگی.
leili L
۳
عقده یعنی گذشته. همه ما چون گذشته داریم، پس عقده نیز داریم. شما پدر و مادر خود را چگونه درک کرده‌اید؟ درک شما از پدر، عقده پدر و درک شما از مادرتان، عقده مادر را در شما شکل می‌دهد. ممکن است شما پدرتان را به شکل یک حامی و پشتیبان قوی درک کرده باشید، که این امر شما را صاحب عقده مثبت پدر می‌کند و اگر احیانآ خدایی ناکرده پدرتان غایب بوده یا برخورد نامناسبی با شما داشته است، شما صاحب عقده منفی پدر خواهید بود
pari
۲
عقده‌ها پیرامون موضوعی خاص و بنیانی جمع می‌شوند و ذاتآ سرشار از هیجانات نیرومندی هستند. هرگاه این موضوع خاص یا هیجان ناشی از آن، در زندگی ما برانگیخته شود به آن موقعیت واکنش نشان می‌دهیم و آن را به واسطه عقده تعبیر و تفسیر می‌کنیم. در چنین شرایطی، ما «دچار هیجان» می‌شویم و به روش‌های کلیشه‌ای، همان روش‌هایی که همیشه از آن‌ها استفاده کرده‌ایم، از خودمان دفاع می‌کنیم. در چنین موقعیتی، افراد موقتآ نمی‌توانند همدیگر را درک کنند. عقده‌ها در هیجانات و رفتارهای ما نمایان می‌شوند
فرهنگ
۱
اگر با ناخودآگاه خود در ارتباط قرار نگیریم و در نتیجه از پیام‌های آن بهره نگیریم مجبوریم دائم شاهد شکست‌های پی‌درپی ایگو باشیم که در نهایت ما را از زندگی سرخورده می‌کند.
leili L
۱
او معتقد است انسان می‌تواند هر کاری را انجام دهد به شرطی که بر آن متمرکزشود.
کاربر ۱۲۰۴۷۱۸۶
۱
در جامعه فراوان می‌شنویم: «تقدیر» کسی این‌طور بوده است که.... این امر حکایت و واقعیت تلخی را بیان می‌کند که اگر به عقده‌های خود هشیار نشویم باید با یک داستان و اتفاق تکراری و شکست مداوم یا احساس تلخ همیشگی نسبت به زندگی، علی‌رغم داشتن دستاوردهای بیرونی فراوان، همسفر باشیم.
leili L
۰
اگر یک عقده خاص وارد خودآگاهی نشود، به دیگران فرافکنی می‌شود. اگر ایگو بتواند به فرایند شکل‌گیری عقده دسترسی پیدا کند، مسئولیت آن را قبول کند و با وضعیت نامساعد آن همدلی کند غالبآ نمادها ظاهر می‌شوند و در نتیجه آن، هم عقده تجلی می‌یابد و هم واکنش‌های جسمانی که ترجمانی از نمادها هستند. اگر این نمادها و خیال‌پردازی‌های مربوط به آن‌ها قابلیت بروز و تجربه پیدا کنند، آنگاه انرژی محصور شده در عقده می‌تواند دوباره به ما حس زندگی ببخشد و راه‌های جدید زندگی و رفتارهای جدید را به روی ما بگشاید.
کاربر ۷۷۱۱۹۵۳
۰
این‌که شما حتمآ پدر و مادر داشته‌اید موضوعی نیست که عقده را ایجاد می‌کند. حتی اگر آن‌ها وجود هم نداشته باشند، شما ممکن است با جانشینان پدر و مادر زندگی کرده باشید، و یا بنا به تعریف‌هایی که از آنان شنیده‌اید برداشتی از آن‌ها داشته باشید.
pari
۰
نامه به پدرم ـ فرانتز کافکا ما با هم خیلی تفاوت داشتیم، آنقدر فرق داشتیم که برای هر دوی ما خطرناک بود؛ اگر آن زمان کسی می‌خواست پیش‌بینی کند که من، بچه‌ای در حال رشد و تو، مردی رشدیافته، در آینده چه رفتاری با یکدیگر خواهیم داشت، به احتمال زیاد تصور می‌کرد که تو مرا خرد و معدوم خواهی کرد. اما این‌طور نشد؛ زندگی را نمی‌توان از قبل
کاربر ۱۲۰۴۷۱۸۶
۰
پیش‌بینی کرد، با این حال آنچه اتفاق افتاد بدتر بود. از تو می‌خواهم هیچ‌گاه فراموش نکنی که من حتی یک لحظه تو را مقصر نمی‌پندارم. تو نمی‌توانستی طور دیگری بر من تأثیر بگذاری. اما لازم است از این تصور دست برداری که من کاملا از روی عمد تسلیم این تأثیرات شدم. این متن، ویژگی‌های فضای ناشی از عقده را نشان می‌دهد: پسر کوچک احساس می‌کند که هر لحظه ممکن است توسط پدر با ابهتش خرد شود. به عبارت دیگر حق حیات و هستی او کاملا وابسته به پدر است و بنابراین هرلحظه امکان دارد از حق هستی و حیات ساقط شود. آن «اتفاق بدتر»، چیست؟ بدون تردید منظور فرانتز کافکا این است که زندگیِ همراه ترس از خرد شدن، بدتر از این است که فرد واقعآ خرد شود. اما پیش از آن‌که او به جزئیات بیشتری بپردازد، سعی می‌کند پدرش را تسکین دهد. او پدرش را سرزنش نمی‌کند و خودش نیز نمی‌خواهد مورد سرزنش قرار گیرد. با حالتی مصالحه‌جویانه با تجربه‌ای بسیار دردناک
کاربر ۱۲۰۴۷۱۸۶
۰
از دوران کودکی‌ام، فقط یک خاطره به‌خصوص دارم. شاید تو هم آن را به‌خاطر داشته باشی. شب هنگام بود و من با ناله‌وزاری آب می‌خواستم، احتمالا تشنه نبودم اما به دو دلیل این کار را انجام می‌دادم یکی این‌که دیگران را آزار دهم و دیگر این که جلب توجه کنم. تو چند بار مرا به‌شدت دعوا کردی، اما هیچ فایده‌ای نداشت. سپس مرا از روی تختم بلند کردی، به بالکن بردی و مدتی همان جا، با لباس خواب، تنها در مقابل در بسته بالکن رهایم کردی. نمی‌گویم این کار تو اشتباه بود، شاید تنها راه ممکن برای بازگرداندن آرامش همین بود. من فقط سعی دارم تأثیر روش‌هایی را که تو در دوران کودکی‌ام به‌کار بردی، توصیف کنم. مطمئنم پس از آن بچه مطیعی شدم، اما از درون رنج می‌کشیدم. من فقط نتوانسته‌ام بفهمم چیزی که فکر می‌کردم یک درخواست و رفتار طبیعی است، تقاضای بی‌دلیل آب، چرا باید چنین پاسخ وحشتناکی به دنبال داشته باشد. سال‌ها بعد من
کاربر ۱۲۰۴۷۱۸۶
۰
همچنان از این فکر دردناک رنج می‌بردم که پدرم، این مرد بزرگ و بسیار مقتدر، توانست تقریبآ بدون هیچ دلیلی شب هنگام من را از روی تختم بلند کند و به بالکن ببرد؛ انگار من هیچ اهمیتی برای اونداشتم. این مسئله به خودی خود اهمیت نداشت، تنها یک نشانه بود. اما این احساس بی‌ارزشی که غالبآ همراه من است تا حد زیادی تحت تأثیر رفتار تو است. آنچه من نیاز داشتم کمی تشویق، کمی رفتار دوستانه و کمی ملایمت بود. اما در عوض، تو مرا بیرون انداختی، شک ندارم که نیت بدی نداشتی چون می‌خواستی طور دیگری رفتار کنم، اما آن رفتار مناسب من نبود. این خاطره که به احتمال زیاد یکی از خاطرات متعددی است که کافکا از پدرش دارد، یکی از ویژگی‌های مهم عقده پدرش را نشان می‌دهد. پسر کوچکی که به خود جرأت می‌دهد سکوت خانه را برهم بزند و به این طریق دیگران را نسبت به خود و نیازهایش آگاه کند، طرد می‌شود و او را با لباس خواب بیرون از خانه می‌گذارند. این بچه
کاربر ۱۲۰۴۷۱۸۶
۰