جملات زیبا از متن کتاب آسفالتی ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب آسفالتی هاsubscriptionAvailable

کتاب آسفالتی ها

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
تاد استراسر، ناصر زاهدی
انتشارات: 
نشر افق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
tatso
۱
که به همهٔ آن‌ها می‌گفت روبات. چون صبح که بیدار می‌شوند، صبحانهٔ همیشگی‌شان را می‌خورند، از خانه بیرون می‌روند و هر روز خدا همان کار همیشگی‌شان را انجام می‌دهند. بعد به خانه برمی‌گردند و شام همیشگی‌شان را می‌خورند و می‌خوابند. خب چرا این آزارشان نمی‌دهد؟
tatso
۰
به هر حال همه طوری رفتار می‌کنند که انگار مقصد و هدفی دارند، اما آخر چرا آدم همیشه باید مقصدی داشته باشد؟ چرا اگر کسی جور دیگری باشد، به نظر آن‌ها عجیب و غریب می‌آید؟
tatso
۰
برای اینکه... همین‌جوری... شماها همه خیلی جوانید و قدر این را نمی‌دانید. وقتی بزرگ‌تر و پیرتر بشوید، از خدا می‌خواهید کاش بیشتر مهلت و وقت داشتید. زمان گرانبهاترین سرمایهٔ آدم است و اینکه بعضی از آدم‌ها آن را تلف می‌کنند، برای من بسیار وحشتناک است.»
tatso
۰
فکر هولناکی به مغزم رسید: نکند؟ از آن فکرها و گمان‌هایی که آدم خوشحال می‌شد اگر جوابی برایش پیدا نمی‌کرد. ولی همین حدس و گمان‌ها وقتی یکباره به ذهن آدم برسد، دیگر آن‌قدر آدم را تعقیب می‌کند و راحت نمی‌گذارد تا جوابی برایش پیدا کند.