هر منظومهٔ ستارهای جزیرهای است سرگردان در فضا که چندین و چند سال نوری از همسایگان خود دور افتاده. میتوانم موجوداتی را بر بیشمار کره تصور کنم که به خردکدانشی میرسند و هر یک ابتدا خیال میکنند که همهچیز خلاصه میشود در سیارهٔ ریزهمیزهٔ آنها و آن چند خورشید محقر. ما در انزوا بزرگ میشویم. و به تدریج راه و چاه کیهان را به خودمان یاد میدهیم.