کسی که میگوید «ترجیح میدهم خوششانس باشم تا یک آدم خوب» ، نگاه عمیقی به زندگی دارد. مردم میترسند که اقرار کنند چه سهم بزرگی از زندگی مبتنی بر شانس است. اینکه بدانی اختیار خیلی چیزها را نداری وحشتناک است. لحظاتی در بازی تنیس اتفاق میافتد که توپ به بالای تور میخورد و در کسری از ثانیه هم ممکن است از تور بگذرد و هم ممکن است برگردد. با کمی خوششانسی از تور میگذرد و بازی را میبَری. و شاید اینطور نشود و آنوقت شکست میخوری. (۲۷)
در چنین جهانی، حتی عدالت هم توسط شانس تعیین میشود، و این عملاً بدان معناست که هیچ عدالتی در جهان وجود ندارد. اگرچه این ضرورتاً و بهطور کلی از ارکان اگزیستانسیالیسم نیست، بااینحال، سویهای است از اگزیستانسیالیسم ملحدانه از نوع اگزیستانسیالیسم سارتر.