جملات زیبا از متن کتاب نانون | طاقچه
تصویر جلد کتاب نانونsubscriptionAvailable

کتاب نانون

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
ژرژ ساند، قاسم صنعوی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Jay Kim
۶
ولی اگر توطئه‌های سلطنت‌طلب‌ها و توافق‌شان با دشمن، این بدکاری‌ها را مطلقاً ایجاب کند، در کدام صف باید قرار گرفت؟ آیا باید به سراغ بیگانه‌هایی بروم که به بهانهٔ پایان‌دادن به هرج‌ومرج می‌خواهند فرانسه را تقسیم کنند؟ آیا کسانی که این دشمنان را به فرانسه دعوت می‌کنند ازجمله پست‌ترین فرانسویان نیستند؟
zargOl
۵
آن‌ها چهرهٔ خدا را چنان برایم آشفته کرده‌اند که دیگر قادر به دیدنش نیستم؛ مثل صفحه‌ای است که به‌قدری رویش مرکب و خون ریخته باشند که انسان دیگر نتواند بداند آیا در زیر این مرکب و خون چیزی وجود دارد یا نه.
zargOl
۳
امکان دارد در کسانی که به‌نظر ما خوفناک‌ترین کسان به نظر می‌رسند نیت‌های خوبی وجود داشته باشد: ولی وقتی در آینده ناگزیر شدید دربارهٔ آن‌ها قضاوت کنید، چیزهایی را که به شما می‌گویم در نظر داشته باشید. کسانی که دست‌شان را به خون آغشته‌اند، هیچ‌یک از کارهایی را که می‌خواسته‌اند انجام نخواهند داد، و اگر دنیا نجات یابد، این کار به‌نحوی دیگر و با وسایلی که ما نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم صورت خواهد گرفت.
zargOl
۳
گیوتین، کسانی را که معاف می‌دارد بیش از کسانی که نابود می‌کند، رنج می‌دهد. کاش کاری جز کشتن انسان‌ها نمی‌کردند! ولی دارند حس انسانی را می‌کشند! درصددند مردم را قانع کنند که آن‌ها باید شاهد قربانی‌شدن بخشی از خود که بد خوانده شده‌اند باشند تا بتوانند بخش دیگر را که به پاکان شهرت یافته‌اند، حفظ کنند.
zargOl
۱
خوب، از من می‌پرسید ژاکوبن‌ها چه هستند. تا جایی که من می‌توانم بدانم و قضاوت کنم، آن‌ها کسانی هستند که انقلاب را بر فراز همه‌چیز و حتی بر فراز ضمیر خودشان قرار می‌دهند، همان‌طور که کشیشان، کلیسا را حتی بر فراز خدا جای می‌دادند. روحانیان با شکنجه و سوزاندن زندیق‌ها می‌گفتند: «این برای سلامت مسیحیت است». ژاکوبن‌ها با تعقیب و آزار میانه‌روها می‌گویند: «این به‌خاطر سلامت آرمان است». و شاید پرشورترین آن‌ها صادقانه اعتقاد داشته باشند که این کار به صلاح بشریت است. ولی باید مراقب باشند! بشریت کلمهٔ بزرگی است! به گمان من، بشریت فقط از آنچه خوب باشد بهره می‌برد و وقتی که بدی زودگذر و خاصی به آن بکنند، مرتکب بدی انبوه و دیرین به آن شده‌اند.
Jay Kim
۱
برادر کوچولو تنها کسی بود که بابت اندوه طولانی‌ام از خود بیزاری نشان نداد. کاملاً به‌عکس، به من می‌گفت که من مثل دیگران نیستم، و اضافه می‌کرد ارزشی بیش دارم و او این را درک می‌کند. و نیز می‌گفت: ــ اما شاید این برایت مایهٔ بدبختی باشد؛ در تو مایهٔ محبت شدیدی وجود دارد؛ دیگران، به‌قدری که شایسته‌اش هستی، پاسخگوی این محبت تو نیستند.
Jay Kim
۱
در خیلی جاها راهزنی‌هایی صورت گرفته، جنگل‌هایی آتش زده شده، قصرهایی غارت شده، ولی این کارها را روستاییان، کسانی مثل خود ما کرده بودند و دیگران با این گمان که ابتدا اربابان دست به حمله زده‌اند، خواستند روستاییان را بی‌گناه بدانند. در این میان برخورد لفظی شروع شد؛ هیچ‌کس از جمهوری حرفی نمی‌زد، مردم هنوز نمی‌دانستند جمهوری چیست، ولی بر سر مذهب نزاع می‌کردند.
Jay Kim
۱
این ژاکوبن‌ها که آقای سرپرست می‌گوید به‌جای بدی نمی‌توانند خوبی کنند، یا به‌عبارت دیگر، به‌جای خوبی بدی می‌کنند، به‌نظر من قهرمان‌هایی هستند که از بس جنگیده‌اند دیوانه شده‌اند، بی‌آنکه خودشان بدانند بی‌رحمی در پیش گرفته‌اند، و از تودهٔ پست ددصفتانی استفاده می‌کنند که بر اثر لذت ناشی از بدی‌کردن، یا حماقت اینکه کسی هستند، یا بر اثر سرمستی توانایی بر فرمان‌دادن، در اعمال خشونت بر مردم، بر یکدیگر سبقت می‌گیرند. باید آنان را تحمل کنیم، زیرا به‌جایی رسیده‌ایم که اگر آنان را سرنگون کنیم، کسانی بدتر از آنان خواهیم داشت و دیگر حتی فرانسوی هم نخواهیم بود. به هر قیمت که هست باید فرانسوی ماند، و اصل هم همین است!
Jay Kim
۱
من آدمی آرام و نرم‌خو هستم، دشمن جنگ هستم، از خون هراس دارم؛ ولی مطلقاً برایم علی‌السویه است که خودم بمانم یا عوض شوم. اگر لازم باشد وحشی و درنده می‌شوم، و اگر بعد از خودم بدم بیاید خودم را می‌کشم، ولی تا زمانی که دفاع از وطنم لازم باشد خواهم جنگید، رنج خواهم برد.
Jay Kim
۰
باید گفت که زمان خیلی مناسب آن نبود که آن راهبان، دیگران را به رعایت احترام خود وادارند. بیشترشان نه خوب بودند و نه بد، و شاید هم ترجیح می‌دادند خوبی کنند ولی راهش را بلد نبودند، درنتیجه دلیلی نداشت که مردم از آن‌ها شکوه‌ای داشته باشند. ولی، هرچند که نرم هم می‌بودند، مردم از آن‌ها شکوه داشتند، دیگر نمی‌خواستند تحمل‌شان کنند، دیگر به آن‌ها احترام نمی‌گذاشتند، حتی به‌تدریج شروع به تحقیر آن‌ها می‌کردند. عادت جماعت روستایی این است که برای کسانی که کارهای خود را بد اداره کنند، ارزشی قائل نباشد.
Jay Kim
۰
فکری را به‌سرم راه یافته بود با هیچ‌کس در میان نگذاشتم. تمسخر، الهام را می‌کشد و انسان فقط از پس چیزی برمی‌آید که به دیگران و نیز به خود اجازهٔ شک در آن راه ندهد.
Jay Kim
۰
وضع را به‌سوی هرج‌ومرج سوق می‌دهند. امیدوارند با زدن گردن جمهوری، سلطنت را بازگردانند و چندان هم پنهان نمی‌کنند که تصمیم گرفته‌اند فرانسه را گردن بزنند تا ناگزیرش کنند که به آنان تعلق داشته باشد.
Jay Kim
۰
آن‌ها دوباره اربابان دهقان‌هایی که خواسته‌شان دوباره رعیت‌شدن است، خواهد شد.
Jay Kim
۰
مجلس‌هایی که در آن‌ها فقط کسانی راه داشتند که حداقل یک تن از اعضای خانواده‌شان به گیوتین سپرده شده بودند، برای ما حرف زد. این‌ها به‌نظرم چنان وحشیانه و نحس رسید که ترسیدم و شب بعد خواب‌شان را دیدم. اجتماع‌های سلطنت‌طلبان که در آن‌ها ادای مراسم سوگ و اشکباری همگانی و سوگند انتقام درمی‌آوردند برایم قابل درک بودند؛ ولی رقص بر گور بستگان و دوستان، ناشی از هذیان بود و پاریس فرورفته در جشن، بیش از پاریسی که به اطراف جایگاه اعدام هجوم می‌برد فکرم را دچار وحشت می‌کرد.
Jay Kim
۰
«آن‌ها از انقلاب می‌نالند! ولی به نظر می‌رسد که از بهره‌ورشدن از آن غافل نمانده‌اند».
Jay Kim
۰
متوجه شد که چه تحسینی در من برمی‌انگیزد و به‌سویم خم شد و با نهایت لطف دستش را دور گردنم حلقه کرد و گونه‌اش را به گونه‌ام چسباند، ولی هرگز لبانش را به آن نزدیک نکرد، و من خیلی خوب متوجه این امر شدم. به خاطر آوردم که او هرگز، حتی در بهترین روزهایش و پرظرافت‌ترین مهربانی‌هایش مرا به بوسه‌ای مفتخر نکرده.
Jay Kim
۰
خوب، حالا که در روز اندوه و توکل هستید، کمی اعتراف کنید. از خودتان بد بگویید، این شیوهٔ شما است تا مقداری ناز و نوازش‌تان کنیم.
Jay Kim
۰
دلم می‌خواست به‌خاطر شما بیشتر رنج ببرم؛ انسان وقتی دوست داشته باشد، بابت زحمتی که بکشد احساس نأسف نمی‌کند. ــ این را می‌دانم؛ دوست‌داشتن، مذهب تو است. چرا همین‌قدر مذهب من نیست؟ اگر این‌طور بود، خودم را خوشبخت می‌یافتم
Jay Kim
۰
ــ به این ترتیب شما ازاین‌رو غمگین هستید که دوست‌تان دارند و شما دوست نمی‌دارید؟ راستش مصیبت بزرگی است، ولی مشکل می‌توان درکش کرد، زیرا اگر ابداً دوست نمی‌داشتید از اینکه باعث رنج دیگران شوید هیچ تأسفی احساس نمی‌کردید. لوئیز به‌دقت نگاهش کرد، ولی مثل اینکه حرفش را نشنیده باشد رو به من کرد و گفت: ــ تو به‌شدت دوست داری، بدبختی تو عکس بدبختی من است.
Jay Kim
۰
ما به‌خاطر آزادی رنج برده‌ایم و مبارزه کرده‌ایم. آزادی ضمیرها را محترم بشماریم و قبول کنیم آنچه به قلمرو اعتقاد مربوط می‌شود، در اختیار ما نیست.