جملات زیبا از متن کتاب آواز پر جبرئیل | طاقچه
تصویر جلد کتاب آواز پر جبرئیل

کتاب آواز پر جبرئیل

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
ابوتراب خسروی
انتشارات: 
نشر نیماژ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
شهاب‌واره
۲
من از خاک بریده‌ام و با زنی از جنس آتش وصلت کرده‌ام. از وقتی با شعلهٔ زیبایم زندگی می‌کنم، احساس می‌کنم زیباترین شعله‌ای که در آتش می‌رقصد معشوق من است، باش می‌خوابم و بیدار می‌شوم، هر لحظه بخواهم مرا در آغوش می‌کشد، آن شعله‌های کوچک را که می‌بینی از نطفه‌های من به دنیا آمده‌اند. گیرم معشوقم اگر البسهٔ مرا بسوزاند و خاکستر کند، با پوست و استخوانم کاری ندارد، از شدت داغی اشتیاق و آغوشش است که چنین می‌کند. حداقل من اعتراضی ندارم، می‌خواهد زود برهنه شوم.
شهاب‌واره
۰
حتی اگر قوهٔ حمل شکار کوه‌پیکری مثل گاومیشی کوهان‌دار را نداشتم تا آن را با چنگال‌هایم از زمین بکنم، نخست با بال‌های بزرگم بر شکار سایه می‌انداختم و، بی‌آنکه بر کرک مابین قوسِ شاخ‌های گاومیش بنشینم، به محاذات سر و گردن و کمرگاه شکار بال می‌زدم و هر بار با چنگال‌ها لمسش می‌کردم تا همچنان‌که شکار می‌دوید من نیز بر فراز سرش، مابین شاخ‌هایی که هر بار گاومیش به هوای سایهٔ من می‌چرخاند، بال‌افشانی کنم تا از تکاپو و تکان‌ها و دویدن‌های شکار دور نیفتم و کشاله‌های موّاج و ملتهب کمرگاه شکار را، که زیر کرک مرطوب و تب‌زدهٔ پوستش می‌لغزیدند، با تیزی چنگال‌ها از خیز چندک ران‌ها و ساق‌های پنهان‌شده در پرهای ایستاده مهار نمایم.