وقتی داری در کثافت فرومیروی، دلت میخواهد بیدرنگ آن کثافت را با کسی شریک شوی. راه دیگری ندارد. باید کسی را پیدا کنی که کم وبیش به اندازهٔ خودت غرق شده باشد. این از همهچیز مهمتر است، چون اگر طرف دردش از تو کمتر باشد، حوصلهٔ شنیدن ندارد و اگر از تو دردمندتر باشد، اصلا رویت نمیشود چیزی بگویی. پیداکردن آدمی که بشود با او درددل کرد خودش یک درد دیگر است.