کلودین به من میگفت دو هدف عمده در کارم وجود دارد: اول اینکه میبایست وامهای کلان بینالمللی را توجیه اقتصادی کنم، بهطوری که این پولها از سر گشاد قیف پروژههای عظیم مهندسی ـ ساختمانی وارد و از ته تنگ آن به شرکت مِین و سایر شرکتهای آمریکایی (از قبیل بکتل، هالیبرتون، استون و وبستر، و «براون و روت») برگردانده شوند. دوم، میبایست کاری کنم که کشورهای وامگیرنده ورشکسته شوند (البته بعد از پرداخت پول به شرکت مِین و سایر پیمانکاران آمریکایی)، بهطوری که تا ابد مدیون وامدهندگان باقی بمانند و، زیر بار منت، هنگامی که ما نیاز به ایجاد پایگاه نظامی، رأیگیری در سازمان ملل و یا دسترسی به نفت و منابع طبیعی و امثال آن داشتیم، مجبور باشند به مساعدت و طرفداری ما برخیزند.