ذهن اینگونه به ماده تبدیل میشود. ما فکر به فکر گذرگاههای عصبیمان را درگیر میکنیم. اگر باوری در مورد قلبتان داشته باشید و این باور را سالیان سال در ذهن خود تمرین کنید، نورونهای جدید را نورون به نورون خواهید ساخت. اینگونه نیست که اگر یک فکر منفی در مورد بیماری قلبی وارد ذهنتان شود، بلافاصله دار فانی را وداع بگویید. اینگونه هم نیست که اگر فکر مثبتی به ذهنتان برسد، ناگهان بیماریتان شفا پیدا کند. درست همانطورکه تمایل شما به تهیهی فلفل سفید، شما را فوراً به فروشگاه نمیرساند. گامهایی در این بین وجود دارند. باورها فراخوانی میشوند و افکار به اشیاء تبدیل میشوند و نورونها زیست بدن شما را شکل میدهند. اگر فکری را به صورت مداوم در ذهن خود نگه دارید، شرایط زیستی و محیطی را برای جذب آن چیز به سمت خودتان مهیا کردهاید.