مرا به دریا بسپار، ای هیاهوی سبز
سفال خالی خاموشی از تو میشکند
و ابر ِ خستهی مرداب را
که در همیشگی آبها رها شده است
به صخره میراند.
در آن هیاهوی نیلی پرنده میخواند.
و روشنایی فریاد صخره در همهی آفتاب میتازد
مرا بباران، ای جام روشن، ای باران
که در کویر صداهای دور میباری
و در نگاه تو گلهای یاس میرویند.