وقتی مردی پنجشنبه شب برود کنار همسرش بخوابد، لازم است آن زن بگوید فردا جمعه است؟ آن پسره آرتورو ـ چرا این نفرین گریبانش را گرفته بود تا پسری داشته باشد که با سورتمه بازی میکند؟ آه، پوورا آمریکا ! تازه باید برای کریسمسی شاد دست به دعا هم بشود. بَه.
«خوب گرم شدی، اسوو؟»
بفرما، همیشه میخواست بداند او خوب گرم شده یا نه. کمی بیشتر از یکونیم متر قد داشت و اسوو هیچوقت نمیفهمید خواب است یا بیدار، تا این حد ساکت بود. همسری چون شبح که همیشه از سهم کوچک خودش در تخت راضی بود و تسبیح میانداخت و برای کریسمسی مبارک دعا میکرد. تعجبی داشت اگر اسوو نمیتوانست پول این خانه را بدهد؟ این دیوانهخانهای که زن مذهبی متعصبی در آن سکونت داشت؟